رسیدن به این که آدمی زاد در احساس تنهاست فسفر زیادی نمی سوزاند ولی به نتیجه ی ناخوشایندی ره می گشاید
این که سخن گفتن از لذایذ و آلام بشری به گووز باقالی فروش هم نمی ارزد و از این تنهایی نمی کاهد
ولی چو شاعران بی بنیه ک.س شعر بافتن ، مرا خوش آمدنی دیگری باقی نیست و خب ، “طبیعتا” لذت می برم

پ.ن.امروز اسمی شدم!! (خنده ی تلخ) هیچی دیگه

توصیه من به جوانان این است

دقیق نگاه کنید می بینید غصه های زیادی برای خوردن وجود دارد و شادی های اندکی برای نمودن ! پس

“شادی را هر طور که شد بنمایید ولی غصه ی را مفت نخورید”

 

تا آبان

!